عضویت در کانال تلگرام رسمی موسسه

غبیشاوی: دوست دارم بازیکن بارسلونا شوم/ برای صعود به المپیک روی ما حساب کنید

 

امین جوکار/ بعد از غرورآفرینی و تاریخ‌سازی فراملی در صفحه اجتماعی شخصی‌اش پیامی را منتشر کرد که «امید» در آن بارزه بود؛ نوشت«… این پایان ما نبود.»؛ و حضور در جمع برترین‌های دنیا آن هم از جنس مقتدرانه می‌تواند برای محمدرضا غبیشاوی؛ کاپیتان آبادانی مردان سفیدپوش و یوزهای نوجوان ایرانی پایان خلق شادی و تولید موفقیت‌های بکر نباشد؛ این پایان می‌تواند شروع باشد برای خلق حماسه‌هایی در فوتبال ایران که مثالش را ندیده‌ایم، به شرط آنکه در خط شروعی دوباره«همه» حضور داشته باشند و همت جمعی کلام نخست باشد.

با غبیشاوی از کوچه‌های ۶سالگی کوی ذوالفقاری آبادان شروع کردیم و به روسفیدی در هندوستان رسیدیم؛ اتفاقی که به عقیده او می‌توانست به قهرمانی دنیا ختم شود.

 

کاپیتان تیم ملی غرورآفرین نوجوانان ایران اهل کدام محله آبادان است؟

کوی ذوالفقاری.

 

اولین باری که حس کردی می‌توانی با توپ کار کنی، چه زمانی بود؟

۶ساله بودم، آن موقع با توپ پلاستیکی بازی می‌کردیم، بیشتر بازی‌های‌‎مان مسابقات کوچه به کوچه بود، یعنی تیم کوچه‌ی ما با تیم کوچه‌ی کناری مسابقه می‌داد، مسابقاتی که خیلی وقت‌ها برای‌مان حساس و حیثیتی هم می‌شد.

 

در همان ۶سالگی هم بازیکن خوبی بودی؟

بله، همان موقع هم خوب بازی می‌کردم و در کوچه هم سعی می‌کردم بهترین باشم.

 

در خانواده، فوتبالیست دیگری هم داشتید؟

خیر، فوتبالیست نداشتیم، پدرم بازی می‌کرد ولی نه به طور حرفه‌ای.

 

اولین شخصی که در واقع کاشف استعداد محمدرضا غبیشاوی در فوتبال شد چه کسی بود؟

آقای علی خنافره؛ ۱۰ سالم بود که به تمرینات تیم شاهین رفتم، ۲سال بعد خنافره من را به صنعت نفت برد. در تیم مدرسه بازی می‌کردم، یکی از همکلاسی‌هایم که در صنعت نفت بازی می‌کرد می‌گفت به نفت بیا، ولی مخالفت می‌کردم و می‌گفتم در حد صنعت نفت نیستم، بعد از مدتی با پدرش به اجبار من را به مدرسه فوتبال صنعت نفت بردند، آنجا بود که خنافره پیگیر کارهایم شد، با وجود اینکه ۱۲ ساله بودم ولی برای تیم ۱۳ساله‌ها بازی می‌کردم.

 

نخستین بازی رسمی که در آن حضور پیدا کردی کدام مسابقه بود؟

بازی با نفت امیدیه در پست مهاجم و در مسابقات لیگ استان بود، آن زمان به عنوان مهاجم خیلی موقعیت خراب می‌کردم، ولی حدود یک سال است که وسط بازی می‌کنم.

 

چه سالی به تیم ملی نونهالان دعوت شدی؟

همان سال در ۱۲ سالگی به تیم ملی نونهالان دعوت شدم، البته بعد خط خوردم، ولی بعد از مدتی مجددا دعوت شدم و برای تیم ملی ۱۳ ساله‌ها به میدان رفتم.

 

آن مسابقات کجا برگزار شد؟

مسابقات آسیایی نونهالان در همدان برگزار شد که به عراق باختیم و مقام سوم مشترک را بدست آوردیم.

 

در آن دوره از مسابقات به صورت ثابت به زمین می‌رفتی؟

در ۳بازی فیکس و در یکی از بازی‌ها ‌نیمکت‌نشین بودم، ولی دیگر از تیم ملی خط نخوردم و در همان پست مهاجم کارم را ادامه ‌دادم، تا اینکه در بازی در مقابل ویتنام در جام ملت‌های آسیایِ پارسال آقای چمنیان من را یک خط عقب آورد و در حال حاضر هم در همان پست بازی می‌کنم.

 

بازی در کدام پست را بیشتر می‌پسندی؟

بدون شک تسلطم بر پست هافبک خیلی بیشتر از مهاجم است، زیرا قابلیتم را به عنوان یک مهاجم نمی‌توانستم به خوبی نشان دهم ولی در پست هافبک می‌توانم تمام توانم را در زمین به کار بگیرم؛ در روزهایی که مهاجم بودم بسیار مایوس و ناامید فوتبال بازی می‌کردم اما حالا شرایط برایم کامل عوض شده است.

 

ناامید بودنت در پست مهاجم حالا در خط میانی جایش را به امیدواری داده است.

دقیقا، اصلا پست مهاجم را دوست نداشتم ولی از هافبک بودنم بسیار راضی هستم؛ شاید اگر این تغییر پست اتفاق نمی‌افتاد حتی فوتبال را کنار می‌گذاشتم.

 

اولین باری که بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بستی در کدام بازی بود؟

در تورنمنت روسیه، بازی با مولداوی بود که هم گل زدم و هم به عنوان بهترین بازیکن زمین هم شناخته شدم.

 

چه شد که این اتفاق افتاد و بازوبند کاپیتانی تیم ملی بر بازوی تو بسته شد؟

گفتند باید یکسری تغییر و تحول در تیم ایجاد شود و این نظر خود آقای چمنیان بود که کاپیتان تیم در آن بازی باشم.

 

خودت را در جایگاه کاپیتانی تیم ملی می‌بینی؟

بله، بدون تعارف می‌گویم که کاپیتان خوبی هستم زیرا در رده سنی نوجوانان با وجود اینکه ۲سال از همه کوچک‌تر بودم ولی باز هم کاپیتان بودم، ویژگی‌های شخصیتی‎‌ای دارم که می‌توانم کاپیتان خوبی باشم، بین بازیکنان فرق نمی‌گذارم و با همه خوب و دوست هستم، هم‌تیمی‌هایم هم این موضوع را پذیرفته‌اند و قبولم دارند.

 

به مسابقات اخیر و جام جهانی هندوستان می‌رسیم؛ یک اتفاق بی‌نظیر در تاریخ فوتبال ایران را رقم زدید و با اقتدار در جمع ۸تیم برتر دنیا قرار گرفتید؛ پیش از ورود به مسابقات تا چه اندازه نسبت به کسب چنین نتایجی خوشبین بودید؟

تا قبل از اینکه در جام ملت‌ها بازی کنیم و نائب قهرمان شویم حتی فکر نمی‌کردیم که به جام جهانی برسیم، ولی بعد از اینکه مربی تغییر کرد فکر و دیدمان باز شد، آن موقع شرایط به نحوی شد که حتی انتظار داشتیم در جام جهانی قهرمان شویم.

 

بعد از کدام بازی این حس قهرمان شدن در دنیا برای شما شکل گرفت؟

بعد از تورنمنت اسپانیا و قبل از اینکه به جام جهانی برسیم، ۲بازی خیلی خوب در مقابل فرانسه و مکزیک را پشت سر گذاشتیم که در بازی با فرانسه با چهار گل پیروز میدان شدیم، همان بازی اول و دوم خیلی کمک کرد تا بتوانیم خودمان را باور کنیم. باور کنید هدف ما این بود که در ابتدا جزو ۴ تیم باشیم و بعد هم به قهرمانی فکر می‌کردیم.

 

اما اسپانیا مانع رسیدن به این رویای دوست‌داشتنی شد.

در آن بازی انگار بچه‌ها خسته بودند، در روز بد ما، آنها خیلی عالی بودند، یادمان نرود که مقابل اسپانیا، یونس دلفی را هم در اختیار نداشتیم، کلا فکر نمی‌کردیم اسپانیا تا این حد قوی باشد ولی آنها عالی بازی کردند و واقعا تیم خوبی بودند.

 

چه اتفاقی باید بیفتد که این تیم حفظ شود و در ادوار بعدی مسابقات جهانی و در رده‌های سنی آتی به رویایی که گفتی-قهرمانی جهان- دست پیدا کند؟

اگر تیم را رها کنند از هم پاشیده می‌شود، مجموعه خوب و آینده‌داری داریم و کل بازیکنان‌مان خیلی خوب هستند، باید تیم حفظ شود و حداقل ماهی یک بار همه دور هم جمع شوند، همچنین در تورنمنت‌ها حضور پیدا کنند، از حالا برای تیم ملی امید نیز می‌شود روی این تیم حساب کرد.

 

پس معتقدی که این تیم می‌تواند در آینده آرزوی چندین ساله رفتن به المپیک را هم برآورده کند؟

با قابلیتی که بازیکنان‌مان دارند و مربی خوبی که تیم دارد، قطعا می‌شود، تا المپیک می‌توان بیشتر پیشرفت کرد و تجربیات زیادتری را بدست آورد.

 

بلافاصله بعد از اینکه از جام جهانی هندوستان برگشتید، به تیم ملی جوانان دعوت شدی؟

بله، امسال به سن جوانان رسیدم و دیگر نمی‌توانم برای تیم نوجوانان بازی کنم.

 

از آن تیم نوجوانان چند نفر برای جوانان دعوت شدند؟

۵نفر، ولی فکر کنم بعد از مسابقات پیش‌رو در غرب آسیا، همه‌ی بازیکنان تیم جام جهانی هند به تیم جوانان دعوت شوند.

 

مسابقات غرب آسیا را چطور می‌بینی؟

در گذشته هم در این مسابقات شرکت کردم، مسابقات خیلی سختی نیست و با نیت قهرمانی در این رقابت‌‎ها حضور خواهیم داشت.

 

در حال حاضر در ۱۷سالگی بازیکن تیم بزرگسالان صنعت نفت آبادان هم هستی، حضور در جمع بزرگان لیگ برتر چه حسی را برایت ایجاد می‌کند؟

کوچک‌ترین بازیکن صنعت نفت هستم، خیلی خوشحالم که در این سن بازیکن صنعت نفتم، خیلی حس خوبی دارم زیرا در کنار بزرگان فوتبال ایران تجربیات خوبی را بدست خواهم آورد و می‌توانم قابلیت‌های خودم را در تمرینات در کنار آنها به نمایش بگذارم.

 

هم‌پست شما در تیم صنعت نفت، کرار جاسم است، تمرین در کنار این بازیکن تا چه اندازه در پیشرفت فوتبالی‌ات تاثیر دارد؟

از بازی کردن و تمرین کردن در کنارش بسیار لذت می‌برم و نکات خیلی زیادی هم از کرار و هم دیگر بازیکنان تیم یاد می‌گیرم.

 

در اردوی ترکیه، فراز کمالوند در صفحه‌ی اجتماعی شخصی خود در فضای مجازی از کیفیت فنی تو تعریف کرد، کنار این مربی کار کردن چطور است؟

آقای کمالوند واقعا مربی قوی و خوبی است و در زمان‌های مشخص به جوانان فرصت می‌دهد و به آنها اعتماد می‌کند، امیدوارم روند رو به رشد صنعت نفت همین طور ادامه پیدا کند.

 

با توجه به این اعتماد فکر می‌کنی زمانی به تو هم بازی برسد؟

مطمئن هستم با دید بازی که کمالوند دارد بازی خواهم کرد و تمام تلاشم را برای این موضوع می‌کنم.

 

فکر می‌کنی یک روز کاپیتان صنعت نفت هم بشوی؟

خیلی‌ها می‌گویند در آینده کاپیتان صنعت نفت خواهی شد، ضمن اینکه این موضوع برای خودم هم مهم است دوست دارم روزی برسد که در اروپا فوتبال بازی کنم.

 

کدام تیم اروپایی؟

بارسلونا؛ سقف آرزوی فوتبالی‌ام بازی در این تیم اسپانیایی و البته پوشیدن پیراهن تیم ملی بزرگسالان است.

 

در ۱۷ سالگی به چند کشور خارجی سفر کرده‌ای؟

بیش از ۲۰ کشور را رفته‌ام و در واقع دنیادیده شده‌ام.

 

مرد نخست تیم ملی ایران بودن و سفر به کشورهای مختلف دنیا باعث نشده است که بچه‌های همبازی‌ات در کوچه و در ۶سالگی را فراموش کنی؟

به هیچ عنوان. کاپیتان تیم ملی هستم ولی خاکی‌ام و مطمئن باشید هیچوقت درگیر غرور نخواهم شد، اولین اردوی خارجی که رفتم قطر بود، خیلی خوشحال شدم ولی سعی کردم همین شادی‌ام را با دوستان و فامیل هم تقسیم کنم و همین حالا هم با همه‌ی آن دوستان دوران کودکی در ارتباطم.

 

خانواده‌ات با شرایط حال حاضرت کنار آمده‌اند؟

باید دست پدرم را ببوسم، خیلی کارها برایم انجام داده، نیستم و همه‌ی گرفتاری‌های من به گردن اوست، بعضی وقت‌ها می‌شود که بیشتر از یک ماه خانه نیستم و تمام هماهنگی‌ها برای مدارس و دیگر کارهایم را پدرم انجام می‌دهد.

 

با توجه به زندگی اردوی و سفرهای متعدد از درس عقب نیفتاده‌ای؟

خیر، در اردو هم به درسم ادامه می‌دهم.

منتشر شده در تاریخ ۷ آبان ساعت ۱۱:۰۱

آخرین اخبار موسسه